<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>مدیریت فاطمة الزهرا (س)</title>
		<link>https://hazratemah.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://hazratemah.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>عرفه</title>
			<link>https://hazratemah.kowsarblog.ir/عرفه-98</link>
			<pubDate>20:01:00 +0430 چهارشنبه، 8 مرداد 1399</pubDate>			<dc:creator>مهشيد ايزدي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">1046808@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عرفه به معنای روز آشتی با خداست. عصر روز عرفه در سرزمین عرفات پروردگار عالم توبه حضرت آدم را پذیرفت و به همین دلیل است که این روز را «آشتی با خداوند» نامیده‌اند. توصیه‌شده‌ترین عمل در این روز دعا به درگاه الهی و درخواست رحمت و لطف الهی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روايت شده که حضرت امام زين‌العابدين(ع) شنيد در روز عرفه صدای سائلی را که از مردم سؤال می‌نمود(گدایی می‌کرد). فرمود: وای بر تو. آيا از غير خدا سؤال می‌کنی در اين روز و حال آنکه اميد می‌رود در اين روز برای بچه‌های در شکم آنکه فضل خدا شامل آنها شود و سعيد شوند. علاوه بر دعای پر فیض عرفه، برای شب و روز عرفه اعمال مستحبی فراوانی ذکر شده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اعمال شب عرفه&lt;br /&gt;عبادت در این شب، اجر ۱۷۰ سال عبادت را دارد. خواندن دعایی که با عبارت «اَللّهُمَّ یا شاهِدَ كُلِّ نَجْوى وَ مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوى وَ عالِمَ كُلِّ خَفِیَّةٍ وَ مُنْتَهى كُلِّ حاجَةٍ یا مُبْتَدِئاً» آغاز می‌شود(کل دعا در مفاتیح‌الجنان آمده است) كه روایت شده هر كس آن را در شب عرفه یا در شب‎هاى جمعه بخواند خداوند او را بیامرزد؛ خواندن تسبیحات عشر هزار مرتبه؛ خواندن دعای «اللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاَ وَ تَهَیَّاَ» و زیارت امام حسین(ع) توصیه شده‌ترین اعمال این شب است. البته با توجه به اینکه امسال امکان تشرف به کربلای معلی وجود ندارد خواندن زیارت نامه امام حسین(ع) از بعید را باید جایگزین زیارت امام حسین(ع) کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اعمال روز عرفه&lt;br /&gt;۱.غسل که مستحب است قبل از زوال انجام شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۲. زیارت امام حسین(ع) كه از هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد بالاتر است و احادیث، در كثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است و اگر كسى توفیق یابد كه در این روز در تحت قُبّه مقدس آن حضرت باشد ثوابش كمتر از كسى كه در عرفات است نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۳. بعد از نماز عصر پیش از آنكه مشغول به خواندن دعاهاى عرفه شود در زیر آسمان دو ركعت نماز بجا آورد و نزد حق تعالى به گناهان خود اعتراف و اقرار کند تا به ثواب عرفات رستگار شود و گناهانش آمرزیده شود. پس چون وقت زوال شد زیر آسمان رَوَد و نماز ظهر و عصر را با ركوع و سجود نیكو به عمل آورد و چون فارغ شود دو ركعت نماز اقامه كند. در ركعت اول بعد از حمد، توحید و در دوم بعد از حمد، قُل یا اَیُّهَا الْكافِروُنَ خوانده شود. و بعد از آن چهار ركعت نماز گزارد که در هر ركعت بعد از حمد، توحید پنجاه مرتبه بخواند. كه این نماز، همان نماز حضرت امیرالمؤمنین (ع) است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۴. روزه گرفتن براى كسى كه ضعف پیدا نكند و مانع دعا خواندن او نشود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۵. غسل پیش از زوال آفتاب.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۶. تسبیحات حضرت رسول (ص).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۷. خواندن سوره توحید صد مرتبه و آیة الكرسى صد مرتبه و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد مرتبه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۸. ذکر صلوات نقل شده از امام صادق(ع).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۹. خواندن دعای عرفه و ام داوود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;https://iqna.ir/fa/news/3913389/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%A8-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B9%D8%B1%D9%81%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D8%AF%D8%A7&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hazratemah.kowsarblog.ir/عرفه-98&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p>عرفه به معنای روز آشتی با خداست. عصر روز عرفه در سرزمین عرفات پروردگار عالم توبه حضرت آدم را پذیرفت و به همین دلیل است که این روز را «آشتی با خداوند» نامیده‌اند. توصیه‌شده‌ترین عمل در این روز دعا به درگاه الهی و درخواست رحمت و لطف الهی است.</p>
<p>روايت شده که حضرت امام زين‌العابدين(ع) شنيد در روز عرفه صدای سائلی را که از مردم سؤال می‌نمود(گدایی می‌کرد). فرمود: وای بر تو. آيا از غير خدا سؤال می‌کنی در اين روز و حال آنکه اميد می‌رود در اين روز برای بچه‌های در شکم آنکه فضل خدا شامل آنها شود و سعيد شوند. علاوه بر دعای پر فیض عرفه، برای شب و روز عرفه اعمال مستحبی فراوانی ذکر شده</p>
<p>اعمال شب عرفه<br />عبادت در این شب، اجر ۱۷۰ سال عبادت را دارد. خواندن دعایی که با عبارت «اَللّهُمَّ یا شاهِدَ كُلِّ نَجْوى وَ مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوى وَ عالِمَ كُلِّ خَفِیَّةٍ وَ مُنْتَهى كُلِّ حاجَةٍ یا مُبْتَدِئاً» آغاز می‌شود(کل دعا در مفاتیح‌الجنان آمده است) كه روایت شده هر كس آن را در شب عرفه یا در شب‎هاى جمعه بخواند خداوند او را بیامرزد؛ خواندن تسبیحات عشر هزار مرتبه؛ خواندن دعای «اللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاَ وَ تَهَیَّاَ» و زیارت امام حسین(ع) توصیه شده‌ترین اعمال این شب است. البته با توجه به اینکه امسال امکان تشرف به کربلای معلی وجود ندارد خواندن زیارت نامه امام حسین(ع) از بعید را باید جایگزین زیارت امام حسین(ع) کنیم.</p>
<p>اعمال روز عرفه<br />۱.غسل که مستحب است قبل از زوال انجام شود.</p>
<p>۲. زیارت امام حسین(ع) كه از هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد بالاتر است و احادیث، در كثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است و اگر كسى توفیق یابد كه در این روز در تحت قُبّه مقدس آن حضرت باشد ثوابش كمتر از كسى كه در عرفات است نیست.</p>
<p>۳. بعد از نماز عصر پیش از آنكه مشغول به خواندن دعاهاى عرفه شود در زیر آسمان دو ركعت نماز بجا آورد و نزد حق تعالى به گناهان خود اعتراف و اقرار کند تا به ثواب عرفات رستگار شود و گناهانش آمرزیده شود. پس چون وقت زوال شد زیر آسمان رَوَد و نماز ظهر و عصر را با ركوع و سجود نیكو به عمل آورد و چون فارغ شود دو ركعت نماز اقامه كند. در ركعت اول بعد از حمد، توحید و در دوم بعد از حمد، قُل یا اَیُّهَا الْكافِروُنَ خوانده شود. و بعد از آن چهار ركعت نماز گزارد که در هر ركعت بعد از حمد، توحید پنجاه مرتبه بخواند. كه این نماز، همان نماز حضرت امیرالمؤمنین (ع) است.</p>
<p>۴. روزه گرفتن براى كسى كه ضعف پیدا نكند و مانع دعا خواندن او نشود.</p>
<p>۵. غسل پیش از زوال آفتاب.</p>
<p>۶. تسبیحات حضرت رسول (ص).</p>
<p>۷. خواندن سوره توحید صد مرتبه و آیة الكرسى صد مرتبه و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد مرتبه.</p>
<p>۸. ذکر صلوات نقل شده از امام صادق(ع).</p>
<p>۹. خواندن دعای عرفه و ام داوود.</p>
<p><a href="https://iqna.ir/fa/news/3913389/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%A8-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B9%D8%B1%D9%81%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D8%AF%D8%A7">منبع</a></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hazratemah.kowsarblog.ir/عرفه-98">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hazratemah.kowsarblog.ir/عرفه-98#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hazratemah.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1046808</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>اثبات وجود روح</title>
			<link>https://hazratemah.kowsarblog.ir/اثبات-وجود-روح</link>
			<pubDate>12:33:00 +0330 پنجشنبه، 14 آذر 1398</pubDate>			<dc:creator>مهشيد ايزدي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">862542@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;دلایل عقلی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;1- ما در هر چیز که شک و تردید داشته باشیم در این موضوع تردیدی نداریم که «وجود داریم». علم ما به خودمان «علم حضوری» است؛ یعنی من پیش خودم حاضرم و از خود جدا و غایب نیستم. آگاهی از خودمان از روشن ترین معلومات ماست که احتیاج به استدلال ندارد. این «من»، از آغاز تا پایان عمر، یک واحد بیش تر نیست «من امروز» همان «من دیروز» و «من بیست سال قبل» است. اکنون ببینیم این موجود واحدی که سراسر عمر را پوشانده است چیست؟ آیا ذرات و سلول های بدن و یا مجموعۀسلول های مغزی و فعل و انفعالات آن است؟ اگر این هاست که در طول عمر و تقریباً در هر هفت سال یک بار تمام آنها تعویض می گردند. در هر شبانه روز میلیون ها سلول در بدن ما می میرند و میلیون ها سلول تازه جانشین آنها می شوند، همانند ساختمانی که تدریجاً آجرهای آن را بیرون آورند و آجرهای تازه جای آن بگذارند. این ساختمان بعد از مدتی به کلی عوض می شود؛ بنابراین یک انسان هفتاد ساله، تقریباً ده بار تمام اجزای بدنش عوض شده؛ لذا اگر همانند مادی ها انسان را فقط جسم و دستگاه های مغزی و عصبی و خواص فیزیکی و شیمیایی آن بدانیم، باید این شخص، آن شخص سابق نباشد؛ در حالی که هیچ وجدانی این سخن را نمی پذیرد. از این جا روشن می شود که غیر از اجزای مادی، یک حقیقت واحد و ثابت در سراسر عمر وجود دارد که تعویض نمی شود و اساس وجود ما را تشکیل می دهد و عامل وحدت شخصیت ماست. (1)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;2- اگر انسانی در یک باغ وسیع، آرام و با هوای مناسب و بدون مزاحم و پدیده ای که جلب توجه کند، قرار گیرد، در مقام آسایش کامل که از همۀاشیای اطراف و حتی از اعضا و جوارح خود غافل شود، یک چیز همواره در کانون توجهش قرار دارد و آن همان خود و روح اوست که در اوج فراموشی مطلق، خود را فراموش نمی کند و اصولا در هیچ جا، نه در اوج لذت و نه در حفیض اندوه و غم. (2)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;3- هر انسانی، کارها، اموال و اعضای خود را به «من» نسبت می دهد مانند: دیدم، انجام دادم، کتاب من، دست و پا و سر من. این چه واقعیتی است که حتی اعضای بدن به او تعلق دارد و غیر از اعضای بدن است، این همان روح انسانی است. (3)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;4- دلیل چهارم، یک دلیل فلسفی محض است که مطلق نفس (اعم از انسانی، حیوانی و نباتی) را ثابت می کند. جان داران و موجودات پیرامون ما هر کدام آثار و کارهای مختلف و متعدد مخصوص به خود بروز می دهند؛ مانند: حس کردن، حرکت های متفاوت، رشد و نمو، تولید مثل و رفتارهایی که مخصوص یک فرد خاص است. مبدأ و ریشۀاین آثار، ماده و هیولای مشترک و صور جسمیه نیست؛ زیرا در این صورت تمام آثار یکسان می بود؛ پس حتماً یک موجود مجرد و غیرمادی در کار است که وجودش با سایر وجودهای یکسان و مشابه فرق می کند و آن همان نفس است. (4) صور نوعیه، علت بروز واکنش های خاص یک نوع می شود، لکن هیچ گاه نمی تواند در جایگاه نفس باشد؛ چون نفس منشأ آثار ویژۀفردی است، نه مربوط به تمام افراد یک نوع؛ به قول مرحوم صدرالمتألهین:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر نیرویی که موجب بروز آثاری ناهمگون شود، همان نفس است. (5)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مثلا احمد و محمود در جسمانیت، انسانیت، شکل ظاهری و. . . یکسان اند، اما هر کدام دارای اخلاق، رفتار و واکنش های ویژۀخود هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دلایل نقلی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;1- قرآن کریم در آیات مختلف به وجود روح اشاره نموده است، مانند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;(فَإِذا سَوَّیتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ (6) )؛ هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود (یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم، همگی برای او سجده کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;(وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسانَ مِنْ سُلالَة مِنْ طِین ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرار مَکین ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَک اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ. )(7)؛ و ما انسان را از عصارۀگل آفریدیم؛ سپس او را نطفه ای در قرارگاه مطمئن -رحم- قرار دادیم. سپس نطفه را به صورت علقه -خون بسته -و علقه را به صورت مضغه -چیزی شبیه گوشت جویده شده-. . . در آوردیم سپس آن را آفرینش تازه ای دادیم. پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;(فَإِذا سَوَّیتُهُ) یعنی مربوط به ساختمان جسمی انسان و (وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ربوط به آفرینش روح انسانی و (وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسانَ. . . )&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ربوط به آفرینش جسم و بدن و (ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً) مربوط به آفرینش روح انسان است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مراحلی که میان گل خالص (سُلالَة مِنْ طِین) و پوشاندن استخوان ها به وسیلۀگوشت (فَکسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً) قرار دارد، یک نوع تکامل و حرکت مادی است؛ اما در مرحلۀ(ثُمَّ أَنْشَأْناهُ. . . ) حرکت و تکامل فرق دارد؛ زیرا به جای (خَلَقْنَا) با لفظ (أَنْشَأْناهُ) تعبیر شده که به معنای ابداع و آفرینش بی سابقه است که با مراحل قبلی متفاوت است و این جاست که خداوند خود را می ستاید. (8)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;2- در برخی از آیات، از مرگ به «توفّی» تعبیر شده است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;(اللّهُ یتَوَفَّی الاَْنْفُسَ حِینَ مَوْتِها) (9)؛ خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«تَوَفَّی» از مادۀ«وَفَّی» به معنای قبض و دریافت کردن است، نه از مادۀ«فوت» به معنای نابودی (10). پس این آیه به جسم و روح داشتن انسان و ماندگاری روح نزد خداوند تصریح دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر همۀحقیقت انسان، جسم و بدن آن می بود، هنگام مرگ چیزی نمی ماند تا ملائک اقدام به قبض و دریافت آن کنند؛ بنابراین، هنگام مرگ، جسم در خاکدان می ماند و روح نزد یزدان می رود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;3- مسألۀوجود روح و ماندگاری آن پس از مرگ، در کلام امام علی(علیه السلام)به صورت روشنی بیان شده است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و صارَتِ الاجسادُ شَجَبةً بَعد بَضَّتِها و العظامُ نَخِرَةً بَعد قُوّیها و الارواحُ مُرْتَهنَةً بثقْلِ اعبائها (11)؛ بدن ها پس از آن طراوت، پوسیده و خاک شدند، استخوان ها پس از نیرومندی پوسیده شدند؛ اما روح ها در گرو سنگینی اعمال مانده اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این جملۀنورانی، هم اصل وجود و هم بقا و جاودانگی روح را بعد از جدایی و فرسوده شدن بدن می رساند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پاورقی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;1- ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج5، ص297-&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;2- ابو علی سینا، الاشارات و التنبیهات، ج2، ص292-&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;3- جعفر سبحانی، اصالت روح، ص 18، به نقل از: فخر رازی، النفس و الروح، ص 50.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;4- صدرالدین محمد شیرازی (صدرالمتألهین)، الحکمة المتعالیه، ج8، ص6-&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;5- همان.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;6- سورۀحجر، آیۀ29-&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;7- سورۀمومنون، آیۀ12 - 14-&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;8- جعفر سبحانی، اصالت روح، ص 21-&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;9- سورۀزمر، آیۀ42-&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;10- مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج4، ص726-&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;11- همان، ج4، ص712-&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;https://hawzah.net/fa/goharenab/View/58329/%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hazratemah.kowsarblog.ir/اثبات-وجود-روح&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دلایل عقلی</p>
<p>1- ما در هر چیز که شک و تردید داشته باشیم در این موضوع تردیدی نداریم که «وجود داریم». علم ما به خودمان «علم حضوری» است؛ یعنی من پیش خودم حاضرم و از خود جدا و غایب نیستم. آگاهی از خودمان از روشن ترین معلومات ماست که احتیاج به استدلال ندارد. این «من»، از آغاز تا پایان عمر، یک واحد بیش تر نیست «من امروز» همان «من دیروز» و «من بیست سال قبل» است. اکنون ببینیم این موجود واحدی که سراسر عمر را پوشانده است چیست؟ آیا ذرات و سلول های بدن و یا مجموعۀسلول های مغزی و فعل و انفعالات آن است؟ اگر این هاست که در طول عمر و تقریباً در هر هفت سال یک بار تمام آنها تعویض می گردند. در هر شبانه روز میلیون ها سلول در بدن ما می میرند و میلیون ها سلول تازه جانشین آنها می شوند، همانند ساختمانی که تدریجاً آجرهای آن را بیرون آورند و آجرهای تازه جای آن بگذارند. این ساختمان بعد از مدتی به کلی عوض می شود؛ بنابراین یک انسان هفتاد ساله، تقریباً ده بار تمام اجزای بدنش عوض شده؛ لذا اگر همانند مادی ها انسان را فقط جسم و دستگاه های مغزی و عصبی و خواص فیزیکی و شیمیایی آن بدانیم، باید این شخص، آن شخص سابق نباشد؛ در حالی که هیچ وجدانی این سخن را نمی پذیرد. از این جا روشن می شود که غیر از اجزای مادی، یک حقیقت واحد و ثابت در سراسر عمر وجود دارد که تعویض نمی شود و اساس وجود ما را تشکیل می دهد و عامل وحدت شخصیت ماست. (1)</p>
<p>2- اگر انسانی در یک باغ وسیع، آرام و با هوای مناسب و بدون مزاحم و پدیده ای که جلب توجه کند، قرار گیرد، در مقام آسایش کامل که از همۀاشیای اطراف و حتی از اعضا و جوارح خود غافل شود، یک چیز همواره در کانون توجهش قرار دارد و آن همان خود و روح اوست که در اوج فراموشی مطلق، خود را فراموش نمی کند و اصولا در هیچ جا، نه در اوج لذت و نه در حفیض اندوه و غم. (2)</p>
<p>3- هر انسانی، کارها، اموال و اعضای خود را به «من» نسبت می دهد مانند: دیدم، انجام دادم، کتاب من، دست و پا و سر من. این چه واقعیتی است که حتی اعضای بدن به او تعلق دارد و غیر از اعضای بدن است، این همان روح انسانی است. (3)</p>
<p>4- دلیل چهارم، یک دلیل فلسفی محض است که مطلق نفس (اعم از انسانی، حیوانی و نباتی) را ثابت می کند. جان داران و موجودات پیرامون ما هر کدام آثار و کارهای مختلف و متعدد مخصوص به خود بروز می دهند؛ مانند: حس کردن، حرکت های متفاوت، رشد و نمو، تولید مثل و رفتارهایی که مخصوص یک فرد خاص است. مبدأ و ریشۀاین آثار، ماده و هیولای مشترک و صور جسمیه نیست؛ زیرا در این صورت تمام آثار یکسان می بود؛ پس حتماً یک موجود مجرد و غیرمادی در کار است که وجودش با سایر وجودهای یکسان و مشابه فرق می کند و آن همان نفس است. (4) صور نوعیه، علت بروز واکنش های خاص یک نوع می شود، لکن هیچ گاه نمی تواند در جایگاه نفس باشد؛ چون نفس منشأ آثار ویژۀفردی است، نه مربوط به تمام افراد یک نوع؛ به قول مرحوم صدرالمتألهین:</p>
<p>هر نیرویی که موجب بروز آثاری ناهمگون شود، همان نفس است. (5)</p>
<p>مثلا احمد و محمود در جسمانیت، انسانیت، شکل ظاهری و. . . یکسان اند، اما هر کدام دارای اخلاق، رفتار و واکنش های ویژۀخود هستند.</p>
<p>دلایل نقلی</p>
<p>1- قرآن کریم در آیات مختلف به وجود روح اشاره نموده است، مانند:</p>
<p>(فَإِذا سَوَّیتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ (6) )؛ هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود (یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم، همگی برای او سجده کنید.</p>
<p>(وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسانَ مِنْ سُلالَة مِنْ طِین ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرار مَکین ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَک اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ. )(7)؛ و ما انسان را از عصارۀگل آفریدیم؛ سپس او را نطفه ای در قرارگاه مطمئن -رحم- قرار دادیم. سپس نطفه را به صورت علقه -خون بسته -و علقه را به صورت مضغه -چیزی شبیه گوشت جویده شده-. . . در آوردیم سپس آن را آفرینش تازه ای دادیم. پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است.</p>
<p>(فَإِذا سَوَّیتُهُ) یعنی مربوط به ساختمان جسمی انسان و (وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی)</p>
<p>ربوط به آفرینش روح انسانی و (وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسانَ. . . )</p>
<p>ربوط به آفرینش جسم و بدن و (ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً) مربوط به آفرینش روح انسان است.</p>
<p>مراحلی که میان گل خالص (سُلالَة مِنْ طِین) و پوشاندن استخوان ها به وسیلۀگوشت (فَکسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً) قرار دارد، یک نوع تکامل و حرکت مادی است؛ اما در مرحلۀ(ثُمَّ أَنْشَأْناهُ. . . ) حرکت و تکامل فرق دارد؛ زیرا به جای (خَلَقْنَا) با لفظ (أَنْشَأْناهُ) تعبیر شده که به معنای ابداع و آفرینش بی سابقه است که با مراحل قبلی متفاوت است و این جاست که خداوند خود را می ستاید. (8)</p>
<p>2- در برخی از آیات، از مرگ به «توفّی» تعبیر شده است:</p>
<p>(اللّهُ یتَوَفَّی الاَْنْفُسَ حِینَ مَوْتِها) (9)؛ خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می کند.</p>
<p>«تَوَفَّی» از مادۀ«وَفَّی» به معنای قبض و دریافت کردن است، نه از مادۀ«فوت» به معنای نابودی (10). پس این آیه به جسم و روح داشتن انسان و ماندگاری روح نزد خداوند تصریح دارد.</p>
<p>اگر همۀحقیقت انسان، جسم و بدن آن می بود، هنگام مرگ چیزی نمی ماند تا ملائک اقدام به قبض و دریافت آن کنند؛ بنابراین، هنگام مرگ، جسم در خاکدان می ماند و روح نزد یزدان می رود.</p>
<p>3- مسألۀوجود روح و ماندگاری آن پس از مرگ، در کلام امام علی(علیه السلام)به صورت روشنی بیان شده است:</p>
<p>و صارَتِ الاجسادُ شَجَبةً بَعد بَضَّتِها و العظامُ نَخِرَةً بَعد قُوّیها و الارواحُ مُرْتَهنَةً بثقْلِ اعبائها (11)؛ بدن ها پس از آن طراوت، پوسیده و خاک شدند، استخوان ها پس از نیرومندی پوسیده شدند؛ اما روح ها در گرو سنگینی اعمال مانده اند.</p>
<p>این جملۀنورانی، هم اصل وجود و هم بقا و جاودانگی روح را بعد از جدایی و فرسوده شدن بدن می رساند.</p>
<p>پاورقی</p>
<p>1- ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج5، ص297-</p>
<p>2- ابو علی سینا، الاشارات و التنبیهات، ج2، ص292-</p>
<p>3- جعفر سبحانی، اصالت روح، ص 18، به نقل از: فخر رازی، النفس و الروح، ص 50.</p>
<p>4- صدرالدین محمد شیرازی (صدرالمتألهین)، الحکمة المتعالیه، ج8، ص6-</p>
<p>5- همان.</p>
<p>6- سورۀحجر، آیۀ29-</p>
<p>7- سورۀمومنون، آیۀ12 - 14-</p>
<p>8- جعفر سبحانی، اصالت روح، ص 21-</p>
<p>9- سورۀزمر، آیۀ42-</p>
<p>10- مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج4، ص726-</p>
<p>11- همان، ج4، ص712-</p>
<p><a href="https://hawzah.net/fa/goharenab/View/58329/%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD">منبع</a></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hazratemah.kowsarblog.ir/اثبات-وجود-روح">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hazratemah.kowsarblog.ir/اثبات-وجود-روح#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hazratemah.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=862542</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>امکان و وقوع رجعت از منظر قرآن روایات و عقل</title>
			<link>https://hazratemah.kowsarblog.ir/امکان-و-وقوع-رجعت-از-منظر-قرآن</link>
			<pubDate>15:36:00 +0330 شنبه، 4 آبان 1398</pubDate>			<dc:creator>مهشيد ايزدي</dc:creator>
			<category domain="alt">احادیث</category>
<category domain="main">قران</category>			<guid isPermaLink="false">845288@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در اصطلاح متکلّمان شیعه، «رجعت» عبارت است از بازگشت برخی از مردگان به دنیا، هنگام ظهور حضرت مهدی(عج)، به همان صورتی که در دنیا بوده‌اند (ر.ک؛ مفید، 1414ق.: 77؛ ر.ک؛ حلبی، بی‌تا: 487؛ طبرسی، 1372: ج7: 367).&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;رجعت و بازگشت برخی انسان‌ها به دنیا پس از مردن مستلزم هیچ گونه محذور عقلی نیست، علاوه بر آنکه در مواردی واقع هم شده است. از این رو، در اصل رجوع برخی انسان‌ها به دنیا جای هیچ گونه انکاری نیست. از سوی دیگر، آیات و روایات فراوانی در اثبات رجعت به معنای اصطلاحی آن وارده شده است که به خاطر اختصار به چند آیه اکتفا می‌‌کنیم. در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که عقیده به رجعت را ثابت می‌‌کند:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;1ـ1) از هر امّتی گروهی محشور می‌‌شود:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;﴿وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن یُکَذِّبُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ یُوزَعُونَ: (به خاطر آور) روزى را که ما از هر امّتى گروهى را از کسانى که آیات ما را تکذیب مى‏کردند، محشور مى‏کنیم و آنها را نگه مى‏داریم تا به یکدیگر ملحق شوند﴾ (النّمل/ 83).&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این آیه مشهورترین آیة رجعت است که به تنهایی بر رجعت دلالت دارد، چراکه ظاهر آیه به خوبی بیانگر این مطلب است که این حشر گروهی از هر امّتی غیر از حشر در روز قیامت است؛ زیرا حشر در آیة فوق حشر همگانی نیست، در حالی‌که حشر در روز قیامت شامل همة انسان‌ها می‌‌گردد، چنان‌که در آیه‌ای در وصف حشر روز قیامت چنین می‌‌فرماید: ﴿&amp;#8230; وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا: &amp;#8230; و همة آنان [= انسان‌ها] را برمى‏انگیزیم و اَحَدى از ایشان را فروگذار نخواهیم کرد!﴾ (الکهف/ 47). آلوسی، یکی از مفسّران اهل سنّت، اشکالی به استدلال آیة فوق بر رجعت نموده است و می‌‌گوید: «منظور از حشر، حشر برای عذاب است که بعد از آن حشر کلّی اتّفاق می‌‌افتد؛ یعنی حشر بعد از حشر، یک حشر کلّی برای همة خلایق و یک حشر نیز تنها برای کسانی که مورد خشم و عذاب الهی قرار می‌‌گیرند» (آلوسی، 1415ق.، ج 20: 23). پس آیه دلالتی بر رجعت ندارد و منظور آیه، حشر در روز قیامت است. علاّمه طباطبائی(ره) در پاسخ به او چنین می‌‌نویسد: «چنان‌چه منظور، حشر برای عذاب بود، لازم بود که این غایت ذکر شود؛ یعنی گفته شود «نحشر إلی العذاب» تا ابهام برطرف شود، کما اینکه در آیة دیگر که در مورد حشر برای عذاب است، غایت مذکور بیان شده است: ﴿وَیَوْمَ یُحْشَرُ أَعْدَاء اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ یُوزَعُونَ﴾ (الفصّلت/ 19). مضاف اینکه بعد از حشر، سخن از عتاب و سرزنش است نه عذاب» (طباطبائی، 1417ق.، الف، ج 15: 397). از سوی دیگر، دو شاهد در خود آیات قبل و بعد وجود دارد و مؤیّد این است که حشر برای عذاب نیست و این واقعه قبل از قیامت است. یکی در صدر آیه که می‌‌فرماید: ﴿وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ﴾ که مورد اتّفاق همة مفسّران است که وقوع قول از علائم قیامت است و روشن است که علامت یک شیء غیر از آن شیء است و دیگر آنکه پس از سه آیه می‌‌فرماید: ﴿وَیَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ&amp;#8230;﴾ و قضایای قیامت را از آنجا آغاز می‌‌کند. به هر حال، از این آیه به خوبی فهمیده می‌‌شود که پیش از قیامت گروهی از هر امّتی محشور می‌‌شوند و مورد مؤاخذه قرار می‌‌گیرند و این حشر نیز به معنای برگشتن به دنیا پس از مرگ است. علاوه بر دلالت روشن خود آیه بر رجعت، احادیث فراوانی در ذیل این آیة کریمه از اهل بیت(ع) وارد شده است و ایشان آیة مذکور را بر رجعت منطبق دانسته‌اند که از جمله می‌‌توان به روایت زیر اشاره کرد: «فَقَالَ الرَّجُلُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) إِنَّ الْعَامَّةَ تَزْعُمُ أَنَّ قَوْلَهُ‏ ﴿وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً﴾ عَنَى فِی الْقِیَامَةِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ(ع) فَیَحْشُرُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً وَ یَدَعُ الْبَاقِینَ لَا وَ لَکِنَّهُ فِی الرَّجْعَةِ وَ أَمَّا آیَةُ الْقِیَامَةِ وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً» (مجلسی، 1404ق.، ج 53: 52). در تفسیر قمی ‌آمده است که پدرم از ابن ابی عمیر، از حمّاد و از امام صادق(ع) روایت کرده که به من فرمود: مردم دربارة آیة ﴿یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً﴾ چه می‌‌گویند؟ گفتم: می‌‌گویند: این آیه دربارة قیامت است. فرمود: نه، این طور که آنان می‌‌گویند، نیست، بلکه دربارة رجعت است. مگر خدای تعالی در قیامت از هر امّتی فوجی را محشور می‌‌کند و بقیّة آن امّت‌ها را رها می‌‌کند؟! با اینکه خودش فرموده است: ﴿وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً: آنان را محشور کردیم و اَحَدی را از قلم نینداختیم﴾» (قمی، 1367، ج 2: 30).&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href=&quot;https://hazratemah.kowsarblog.ir/امکان-و-وقوع-رجعت-از-منظر-قرآن#more845288&quot;&gt;ادامه &amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hazratemah.kowsarblog.ir/امکان-و-وقوع-رجعت-از-منظر-قرآن&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">در اصطلاح متکلّمان شیعه، «رجعت» عبارت است از بازگشت برخی از مردگان به دنیا، هنگام ظهور حضرت مهدی(عج)، به همان صورتی که در دنیا بوده‌اند (ر.ک؛ مفید، 1414ق.: 77؛ ر.ک؛ حلبی، بی‌تا: 487؛ طبرسی، 1372: ج7: 367).</p>
<p style="text-align: justify;">رجعت و بازگشت برخی انسان‌ها به دنیا پس از مردن مستلزم هیچ گونه محذور عقلی نیست، علاوه بر آنکه در مواردی واقع هم شده است. از این رو، در اصل رجوع برخی انسان‌ها به دنیا جای هیچ گونه انکاری نیست. از سوی دیگر، آیات و روایات فراوانی در اثبات رجعت به معنای اصطلاحی آن وارده شده است که به خاطر اختصار به چند آیه اکتفا می‌‌کنیم. در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که عقیده به رجعت را ثابت می‌‌کند:</p>
<p style="text-align: justify;">1ـ1) از هر امّتی گروهی محشور می‌‌شود:</p>
<p style="text-align: justify;">﴿وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن یُکَذِّبُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ یُوزَعُونَ: (به خاطر آور) روزى را که ما از هر امّتى گروهى را از کسانى که آیات ما را تکذیب مى‏کردند، محشور مى‏کنیم و آنها را نگه مى‏داریم تا به یکدیگر ملحق شوند﴾ (النّمل/ 83).</p>
<p style="text-align: justify;">این آیه مشهورترین آیة رجعت است که به تنهایی بر رجعت دلالت دارد، چراکه ظاهر آیه به خوبی بیانگر این مطلب است که این حشر گروهی از هر امّتی غیر از حشر در روز قیامت است؛ زیرا حشر در آیة فوق حشر همگانی نیست، در حالی‌که حشر در روز قیامت شامل همة انسان‌ها می‌‌گردد، چنان‌که در آیه‌ای در وصف حشر روز قیامت چنین می‌‌فرماید: ﴿&#8230; وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا: &#8230; و همة آنان [= انسان‌ها] را برمى‏انگیزیم و اَحَدى از ایشان را فروگذار نخواهیم کرد!﴾ (الکهف/ 47). آلوسی، یکی از مفسّران اهل سنّت، اشکالی به استدلال آیة فوق بر رجعت نموده است و می‌‌گوید: «منظور از حشر، حشر برای عذاب است که بعد از آن حشر کلّی اتّفاق می‌‌افتد؛ یعنی حشر بعد از حشر، یک حشر کلّی برای همة خلایق و یک حشر نیز تنها برای کسانی که مورد خشم و عذاب الهی قرار می‌‌گیرند» (آلوسی، 1415ق.، ج 20: 23). پس آیه دلالتی بر رجعت ندارد و منظور آیه، حشر در روز قیامت است. علاّمه طباطبائی(ره) در پاسخ به او چنین می‌‌نویسد: «چنان‌چه منظور، حشر برای عذاب بود، لازم بود که این غایت ذکر شود؛ یعنی گفته شود «نحشر إلی العذاب» تا ابهام برطرف شود، کما اینکه در آیة دیگر که در مورد حشر برای عذاب است، غایت مذکور بیان شده است: ﴿وَیَوْمَ یُحْشَرُ أَعْدَاء اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ یُوزَعُونَ﴾ (الفصّلت/ 19). مضاف اینکه بعد از حشر، سخن از عتاب و سرزنش است نه عذاب» (طباطبائی، 1417ق.، الف، ج 15: 397). از سوی دیگر، دو شاهد در خود آیات قبل و بعد وجود دارد و مؤیّد این است که حشر برای عذاب نیست و این واقعه قبل از قیامت است. یکی در صدر آیه که می‌‌فرماید: ﴿وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ﴾ که مورد اتّفاق همة مفسّران است که وقوع قول از علائم قیامت است و روشن است که علامت یک شیء غیر از آن شیء است و دیگر آنکه پس از سه آیه می‌‌فرماید: ﴿وَیَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ&#8230;﴾ و قضایای قیامت را از آنجا آغاز می‌‌کند. به هر حال، از این آیه به خوبی فهمیده می‌‌شود که پیش از قیامت گروهی از هر امّتی محشور می‌‌شوند و مورد مؤاخذه قرار می‌‌گیرند و این حشر نیز به معنای برگشتن به دنیا پس از مرگ است. علاوه بر دلالت روشن خود آیه بر رجعت، احادیث فراوانی در ذیل این آیة کریمه از اهل بیت(ع) وارد شده است و ایشان آیة مذکور را بر رجعت منطبق دانسته‌اند که از جمله می‌‌توان به روایت زیر اشاره کرد: «فَقَالَ الرَّجُلُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) إِنَّ الْعَامَّةَ تَزْعُمُ أَنَّ قَوْلَهُ‏ ﴿وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً﴾ عَنَى فِی الْقِیَامَةِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ(ع) فَیَحْشُرُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً وَ یَدَعُ الْبَاقِینَ لَا وَ لَکِنَّهُ فِی الرَّجْعَةِ وَ أَمَّا آیَةُ الْقِیَامَةِ وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً» (مجلسی، 1404ق.، ج 53: 52). در تفسیر قمی ‌آمده است که پدرم از ابن ابی عمیر، از حمّاد و از امام صادق(ع) روایت کرده که به من فرمود: مردم دربارة آیة ﴿یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً﴾ چه می‌‌گویند؟ گفتم: می‌‌گویند: این آیه دربارة قیامت است. فرمود: نه، این طور که آنان می‌‌گویند، نیست، بلکه دربارة رجعت است. مگر خدای تعالی در قیامت از هر امّتی فوجی را محشور می‌‌کند و بقیّة آن امّت‌ها را رها می‌‌کند؟! با اینکه خودش فرموده است: ﴿وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً: آنان را محشور کردیم و اَحَدی را از قلم نینداختیم﴾» (قمی، 1367، ج 2: 30).</p>
<p style="text-align: justify;"></p><a href="https://hazratemah.kowsarblog.ir/امکان-و-وقوع-رجعت-از-منظر-قرآن#more845288">ادامه &raquo;</a><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hazratemah.kowsarblog.ir/امکان-و-وقوع-رجعت-از-منظر-قرآن">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hazratemah.kowsarblog.ir/امکان-و-وقوع-رجعت-از-منظر-قرآن#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hazratemah.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=845288</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>دین در زمان حکومت امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه)</title>
			<link>https://hazratemah.kowsarblog.ir/دین-در-زمان-حکومت-امام-مهدی-عجل-الله-تعالی-فرجه</link>
			<pubDate>13:57:00 +0330 جمعه، 26 مهر 1398</pubDate>			<dc:creator>مهشيد ايزدي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">839470@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;قرآن کریم همه پیامران الهی را از دین ساختگی مبرا می داند و به صراحت مطرح می کند که همه آنها مسلمان بوده اند (آل عمران: 1920 و 67 و 85). ازاین رو، در زمان استقرار حکومت حضرت مهدی (عج) تنها دین روی زمین اسلام است؛ چراکه امام مردم را به دین اصیل که مقبول همه پیامبران (ع) است، دعوت می نماید.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مهم ترین عوامل گرایش و رغبت مردم جهان به اسلام را می توان چنین برشمرد:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;1- براساس تصریح روایات، اسلام بر سراسر جهان غلبه پیدا می کند؛ زیرا تمام وسایل ارتباط جمعی و تبلیغاتی در اختیار حضرت و یارانش قرار می گیرد و آن حضرت به صورت منطقی و گسترده، اسلام را در جهان تبلیغ خواهد کرد و مردم جهان با آگاهی و اختیار اسلام را خواهند پذیرفت. همچنین بنابر روایات ائمه (ع)، حضرت مهدی (عج) و پیروانش در ابتدای امر، پیروان سایر ادیان را به خدا، اسلام و اقرار به نبوت حضرت محمد (ص) دعوت می کنند و پیش از مقابله نظامی، اسلام را بر یهود، نصارا، صابئین، ملحدان، مرتدان و کافران شرق و غرب جهان عرضه خواهد نمود.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;2- نفوذ کردار و رفتار حضرت، همانند سایر انبیا و اوصیاست. ازاین رو، صداقت در گفتار، منش، رفتار، نگاه محبت آمیز و رسیدگی به مردم، یکی دیگر از عوامل شیفتگی، ارادت و گرایش مردم به حضرت مهدی (عج) و اسلام است. ساده زیستی، کرامت، گذشت، رأفت، رحمت و عبادت فراوان، از دیگر ویژگی های ممتاز حضرت مهدی (عج) است که تأثیر زیادی در جذب انسان ها به اسلام خواهد داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;3- آن حضرت برای اثبات حقانیت خود و ابلاغ پیام و اتمام حجت، همانند پیامبران (ص) بر مردم دنیا معجزه ارائه خواهد کرد. این عمل، پرتأثیر ترین برنامه ای است که باعث گرایش عده بسیار زیادی از مردم و پیروان دیگر ادیان به اسلام خواهد بود؛ چراکه انجام این معجزات، در توان سایر افراد نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;4- روایات از طریق شیعه و اهل سنت بر نزول و ظهور عیسی بن مریم (ع) در آخرالزمان و هنگام نمازخواندن حضرت مهدی (عج) به قدری است که در حتمیت آن جای هیچ گونه شک و شبهه ای باقی نمی گذارد (ابن طاووس، 1416: 172-173 و 174-175 و 202؛ هندی، 1409: ج7، 187؛ مناوی، 1415: ج6، 17؛ شیبانی، بی تا: ج3، 345 و 367 و 384؛ فیروزآبادی، 1392: ج 3، 326). او همان موعود مسیحیان است و وجودش در کنار امام مهدی (عج) از مهم ترین عوامل گرایش آنها به حضرت مهدی (عج) است. عیسی (ع) زمانی به یاری حضرت می آید که اهل کتاب شمار بسیاری را به خود اختصاص داده اند. وجود ایشان همراه با بینه و خصوصاً نمازگزاردن پشت سر حضرت مهدی (عج)، افق تازه ای پیش روی اهل کتاب خواهد گذاشت؛ چراکه وقتی می بینند پیامبرشان پشت سر شخصی دیگر به شیوه مسلمانان نماز می گزارد، به حقانیت اسلام و حضرت مهدی (عج) باور پیدا می کنند و عده کثیری بلکه تمام یهودیان و مسیحیان غیرمتعصب به حضرت مهدی (عج) ایمان خواهند آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;5- علائم و سمبل های مقدس و محترم دین اسلام و سایر ادیان آسمانی، به عنوان میراث در دست حضرت مهدی (عج) است و با نشان دادن این علامت های مقدس، علاوه بر اثبات حقانیت خویش، ایمان مردم را راسخ تر و قوی تر می کند. این سمبل های مقدس مانند تابوت سکینه، خاتم سلیمان (ع)، عصا و حَجَر (سنگ) حضرت موسی(ع)، پرچم رسول اکرم (ص) و&amp;#8230; از علامت های مهم ادیان در کتاب های آسمانی شان است که حضرت با آوردن این سمبل های مقدس، حقانیت خویش را اثبات خواهد کرد و دل های مردم را هم راه خود خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;6- از دیگر عوامل تأثیرگزار در گرویدن جامعه به مهدی موعود (عج)، علم سرشار و فراوان حضرت است؛ علمی که از جانب خداوند عطا شده و حضرت از پاسخ دادن به هیچ سؤال کننده ای عاجز نمی ماند. مردان و زنان جامعه آن روز دیگر شبهه و سؤال بی پاسخی نخواهند داشت و حضرت با تواضع و فروتنی، هم راه با روشنگری کامل، پاسخ آنها را خواهد داد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;7- یاران باوفای حضرت مهدی (عج) در سراسر جهان پخش شده و ندای اسلام و حقانیت دین را به گوش جهانیان خواهند رساند. به فرموده ائمه (ع)، آنها افرادی مخلص، جوان، دارای روحیه جوان مردی و با توانمندی زیاد هستند. به فرموده امام صادق و امام باقر (ع) «مردی از اصحاب او _ امام مهدی (عج) _ توانایی چهل مرد را دارد و قلب او از پاره آهن استوارتر است و اگر بر کوه های آهن بگذرند، آن را برکنَند. » این گروه در تمام مراحل با حضرت به تبلیغ دین می پردازند و مردم را از انحراف در دین شان آگاه می سازند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;8- فرضیه مسلمان نشدن انسان های غیرمعاند، منتفی است؛ زیرا با توجه به پویایی جامعه، نمی توان شخص یا اشخاصی را یافت که بلاتکلیف زندگی کند و از سویی این تصور، قدرت نفوذ حضرت را در قلب های مردم زیر سؤال می برد. بنابراین، بر فرض وجود چنین شخص یا تفکری، بدون تردید دچار تعصبات بی مورد شده و خود را در ورطه هلاکت قرار می دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پس از بررسی نظریات یادشده و روایات مطرح شده، به این نتیجه می رسیم که هیچ تعارض و تقابلی بین روایات نظریه اول و دوم، با روایات دیدگاه سوم وجود ندارد و قابل جمع خواهند بود؛ به این صورت که روایات نظریه اول و دوم مربوط به اوایل ظهور حضرت بوده و روایات نظریه سوم، ناظر به زمان استقرار حکومت جهانی است. در این دوره، معرفت و آگاهی مردم و نیز عقل و عقلانیت آنها گسترش پیدا می کند و جهل و نادانی رخت برخواهد بست و وحدت عقیدتی و دینی با محوریت اسلام، محقق می شود. پس از استقرار حکومت جهانی و عدالت محور مهدوی، تمامی ادیان در مدت زمانی کوتاه مسلمان خواهند شد و به سوی یک قبله و به سنت نبی اکرم حضرت محمد(، خدای واحد را عبادت می کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;https://hawzah.net/fa/Article/View/95746/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-(%D8%B9%D8%AC)-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hazratemah.kowsarblog.ir/دین-در-زمان-حکومت-امام-مهدی-عجل-الله-تعالی-فرجه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">قرآن کریم همه پیامران الهی را از دین ساختگی مبرا می داند و به صراحت مطرح می کند که همه آنها مسلمان بوده اند (آل عمران: 1920 و 67 و 85). ازاین رو، در زمان استقرار حکومت حضرت مهدی (عج) تنها دین روی زمین اسلام است؛ چراکه امام مردم را به دین اصیل که مقبول همه پیامبران (ع) است، دعوت می نماید.</p>
<p style="text-align: justify;">مهم ترین عوامل گرایش و رغبت مردم جهان به اسلام را می توان چنین برشمرد:</p>
<p style="text-align: justify;">1- براساس تصریح روایات، اسلام بر سراسر جهان غلبه پیدا می کند؛ زیرا تمام وسایل ارتباط جمعی و تبلیغاتی در اختیار حضرت و یارانش قرار می گیرد و آن حضرت به صورت منطقی و گسترده، اسلام را در جهان تبلیغ خواهد کرد و مردم جهان با آگاهی و اختیار اسلام را خواهند پذیرفت. همچنین بنابر روایات ائمه (ع)، حضرت مهدی (عج) و پیروانش در ابتدای امر، پیروان سایر ادیان را به خدا، اسلام و اقرار به نبوت حضرت محمد (ص) دعوت می کنند و پیش از مقابله نظامی، اسلام را بر یهود، نصارا، صابئین، ملحدان، مرتدان و کافران شرق و غرب جهان عرضه خواهد نمود.</p>
<p style="text-align: justify;">2- نفوذ کردار و رفتار حضرت، همانند سایر انبیا و اوصیاست. ازاین رو، صداقت در گفتار، منش، رفتار، نگاه محبت آمیز و رسیدگی به مردم، یکی دیگر از عوامل شیفتگی، ارادت و گرایش مردم به حضرت مهدی (عج) و اسلام است. ساده زیستی، کرامت، گذشت، رأفت، رحمت و عبادت فراوان، از دیگر ویژگی های ممتاز حضرت مهدی (عج) است که تأثیر زیادی در جذب انسان ها به اسلام خواهد داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">3- آن حضرت برای اثبات حقانیت خود و ابلاغ پیام و اتمام حجت، همانند پیامبران (ص) بر مردم دنیا معجزه ارائه خواهد کرد. این عمل، پرتأثیر ترین برنامه ای است که باعث گرایش عده بسیار زیادی از مردم و پیروان دیگر ادیان به اسلام خواهد بود؛ چراکه انجام این معجزات، در توان سایر افراد نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">4- روایات از طریق شیعه و اهل سنت بر نزول و ظهور عیسی بن مریم (ع) در آخرالزمان و هنگام نمازخواندن حضرت مهدی (عج) به قدری است که در حتمیت آن جای هیچ گونه شک و شبهه ای باقی نمی گذارد (ابن طاووس، 1416: 172-173 و 174-175 و 202؛ هندی، 1409: ج7، 187؛ مناوی، 1415: ج6، 17؛ شیبانی، بی تا: ج3، 345 و 367 و 384؛ فیروزآبادی، 1392: ج 3، 326). او همان موعود مسیحیان است و وجودش در کنار امام مهدی (عج) از مهم ترین عوامل گرایش آنها به حضرت مهدی (عج) است. عیسی (ع) زمانی به یاری حضرت می آید که اهل کتاب شمار بسیاری را به خود اختصاص داده اند. وجود ایشان همراه با بینه و خصوصاً نمازگزاردن پشت سر حضرت مهدی (عج)، افق تازه ای پیش روی اهل کتاب خواهد گذاشت؛ چراکه وقتی می بینند پیامبرشان پشت سر شخصی دیگر به شیوه مسلمانان نماز می گزارد، به حقانیت اسلام و حضرت مهدی (عج) باور پیدا می کنند و عده کثیری بلکه تمام یهودیان و مسیحیان غیرمتعصب به حضرت مهدی (عج) ایمان خواهند آورد.</p>
<p style="text-align: justify;">5- علائم و سمبل های مقدس و محترم دین اسلام و سایر ادیان آسمانی، به عنوان میراث در دست حضرت مهدی (عج) است و با نشان دادن این علامت های مقدس، علاوه بر اثبات حقانیت خویش، ایمان مردم را راسخ تر و قوی تر می کند. این سمبل های مقدس مانند تابوت سکینه، خاتم سلیمان (ع)، عصا و حَجَر (سنگ) حضرت موسی(ع)، پرچم رسول اکرم (ص) و&#8230; از علامت های مهم ادیان در کتاب های آسمانی شان است که حضرت با آوردن این سمبل های مقدس، حقانیت خویش را اثبات خواهد کرد و دل های مردم را هم راه خود خواهد کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">6- از دیگر عوامل تأثیرگزار در گرویدن جامعه به مهدی موعود (عج)، علم سرشار و فراوان حضرت است؛ علمی که از جانب خداوند عطا شده و حضرت از پاسخ دادن به هیچ سؤال کننده ای عاجز نمی ماند. مردان و زنان جامعه آن روز دیگر شبهه و سؤال بی پاسخی نخواهند داشت و حضرت با تواضع و فروتنی، هم راه با روشنگری کامل، پاسخ آنها را خواهد داد.</p>
<p style="text-align: justify;">7- یاران باوفای حضرت مهدی (عج) در سراسر جهان پخش شده و ندای اسلام و حقانیت دین را به گوش جهانیان خواهند رساند. به فرموده ائمه (ع)، آنها افرادی مخلص، جوان، دارای روحیه جوان مردی و با توانمندی زیاد هستند. به فرموده امام صادق و امام باقر (ع) «مردی از اصحاب او _ امام مهدی (عج) _ توانایی چهل مرد را دارد و قلب او از پاره آهن استوارتر است و اگر بر کوه های آهن بگذرند، آن را برکنَند. » این گروه در تمام مراحل با حضرت به تبلیغ دین می پردازند و مردم را از انحراف در دین شان آگاه می سازند.</p>
<p style="text-align: justify;">8- فرضیه مسلمان نشدن انسان های غیرمعاند، منتفی است؛ زیرا با توجه به پویایی جامعه، نمی توان شخص یا اشخاصی را یافت که بلاتکلیف زندگی کند و از سویی این تصور، قدرت نفوذ حضرت را در قلب های مردم زیر سؤال می برد. بنابراین، بر فرض وجود چنین شخص یا تفکری، بدون تردید دچار تعصبات بی مورد شده و خود را در ورطه هلاکت قرار می دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">پس از بررسی نظریات یادشده و روایات مطرح شده، به این نتیجه می رسیم که هیچ تعارض و تقابلی بین روایات نظریه اول و دوم، با روایات دیدگاه سوم وجود ندارد و قابل جمع خواهند بود؛ به این صورت که روایات نظریه اول و دوم مربوط به اوایل ظهور حضرت بوده و روایات نظریه سوم، ناظر به زمان استقرار حکومت جهانی است. در این دوره، معرفت و آگاهی مردم و نیز عقل و عقلانیت آنها گسترش پیدا می کند و جهل و نادانی رخت برخواهد بست و وحدت عقیدتی و دینی با محوریت اسلام، محقق می شود. پس از استقرار حکومت جهانی و عدالت محور مهدوی، تمامی ادیان در مدت زمانی کوتاه مسلمان خواهند شد و به سوی یک قبله و به سنت نبی اکرم حضرت محمد(، خدای واحد را عبادت می کنند.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://hawzah.net/fa/Article/View/95746/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-(%D8%B9%D8%AC)-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">منبع</a></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hazratemah.kowsarblog.ir/دین-در-زمان-حکومت-امام-مهدی-عجل-الله-تعالی-فرجه">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hazratemah.kowsarblog.ir/دین-در-زمان-حکومت-امام-مهدی-عجل-الله-تعالی-فرجه#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hazratemah.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=839470</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>فواید امام غایب</title>
			<link>https://hazratemah.kowsarblog.ir/فواید-امام-غایب-3</link>
			<pubDate>13:36:00 +0330 جمعه، 26 مهر 1398</pubDate>			<dc:creator>مهشيد ايزدي</dc:creator>
			<category domain="main">امام زمان علیه السلام</category>			<guid isPermaLink="false">839450@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;فواید وجود امام زمان علیه السلام را می توان به دو قسم تکوینی و تشریعی تقسیم نمود. در فایده تکوینی شناخت و عدم شناخت دخالت ندارد، بلکه مسلمان و کافر، همه به طور مساوی از آن بهره مند هستند. ولی در فایده تشریعی، شناخت و معرفت، در استفاده از وجود حجت الهی دخالت مستقیم دارد، هر چه انسان نسبت به وجود امام عصر علیه السلام شناخت کامل تری داشته باشد و به ایشان عشق و علاقه بیشتری نشان دهد، بهره مندی او از وجود ایشان بیشتر است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href=&quot;https://hazratemah.kowsarblog.ir/فواید-امام-غایب-3#more839450&quot;&gt;ادامه &amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hazratemah.kowsarblog.ir/فواید-امام-غایب-3&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">فواید وجود امام زمان علیه السلام را می توان به دو قسم تکوینی و تشریعی تقسیم نمود. در فایده تکوینی شناخت و عدم شناخت دخالت ندارد، بلکه مسلمان و کافر، همه به طور مساوی از آن بهره مند هستند. ولی در فایده تشریعی، شناخت و معرفت، در استفاده از وجود حجت الهی دخالت مستقیم دارد، هر چه انسان نسبت به وجود امام عصر علیه السلام شناخت کامل تری داشته باشد و به ایشان عشق و علاقه بیشتری نشان دهد، بهره مندی او از وجود ایشان بیشتر است.</p>
<p style="text-align: justify;"></p><a href="https://hazratemah.kowsarblog.ir/فواید-امام-غایب-3#more839450">ادامه &raquo;</a><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hazratemah.kowsarblog.ir/فواید-امام-غایب-3">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hazratemah.kowsarblog.ir/فواید-امام-غایب-3#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hazratemah.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=839450</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>شان نزول آیه سقاية الحاج در افضلیت امام علی(علیه السلام)</title>
			<link>https://hazratemah.kowsarblog.ir/شان-نزول-آیه-سقاية-الحاج-در-افضلیت-امام-علی-علیه-السلام</link>
			<pubDate>12:32:00 +0330 یکشنبه، 21 مهر 1398</pubDate>			<dc:creator>مهشيد ايزدي</dc:creator>
			<category domain="main">قران</category>			<guid isPermaLink="false">835513@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;به آیه 19 سوره توبه/9 «آیه سقایة الحاج» گفته‌اند.[۱] در این آیه، موضوع سقایة الحاج (آب دادن به حاجیان) و آبادانى مسجدالحرام، با موضوع ایمان به خدا و آخرت و جهاد در راه خدا غیرقابل مقایسه دانسته شده است:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;«أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;آیا آب دادن به حاجیان و عمارت مسجدالحرام را با ایمان به خدا و روز قیامت و جهاد در راه خدا برابر می دانید ؟ نه ، نزد خدا برابر نیستند و خدا ستمکاران را هدایت نمی کند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;این آیه را در شأن امام على علیه‌السلام دانسته‌اند. از حسن بصرى، شعبى و محمد بن كعب قرظى[۲] نقل است كه عباس بن عبدالمطلب و طلحة بن شیبه بر یكدیگر مباهات مى‌كردند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;عباس گفت: من بهترم؛ زیرا سقایة الحاج را در دست دارم و طلحه‌گفت: من بهترم كه كلیددار خانه‌ام و اگر بخواهم، مى‌توانم همه شب را تا صبح در كعبه بمانم و عمارت كعبه نیز بدست من است. چون گفتگو میان آنان به درازا كشید، توافق كردند تا نخستین كسى كه از راه بیاید، بین آنان داورى كند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;حضرت على علیه‌السلام آمد. گفتند: اللّه‌اكبر! بهتر از این داور نشاید و داستان خود را براى او نقل كردند. على علیه‌السلام گفت: آیا شما را به كسى كه از هر دوى شما بهتر است، راهنمایى كنم؟ گفتند: آن كیست؟ گفت: آن‌كه شمشیر را از سر شما برنداشت تا اسلام را پذیرفتید. گفتند: مقصود خودت هستى؟ گفت: بلى و چه چیز مرا از این گفته بازدارد؛ در حالى كه صاحب جهاد دین خدایم و پیش از مردم دیگر به دو قبله با رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز خوانده‌ام.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;عباس و طلحه، درگیرى خویش را فراموش كردند و با على علیه‌السلام به درگیرى پرداختند و براى داورى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمدند و این آیه نازل شد.[۳] واحدى نیز همین شأن نزول را با اندكى تفاوت نقل كرده‌است.[۴]&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;1-نهج الحق، ص‌ 182.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;2-مجمع‌البیان، ج‌ 5‌، ص‌ 22.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;3-روض الجنان، ج‌ 9، ص‌ 191 و 192.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;4-اسباب النزول، واحدى، ص‌ 201.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hazratemah.kowsarblog.ir/شان-نزول-آیه-سقاية-الحاج-در-افضلیت-امام-علی-علیه-السلام&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;">به آیه 19 سوره توبه/9 «آیه سقایة الحاج» گفته‌اند.[۱] در این آیه، موضوع سقایة الحاج (آب دادن به حاجیان) و آبادانى مسجدالحرام، با موضوع ایمان به خدا و آخرت و جهاد در راه خدا غیرقابل مقایسه دانسته شده است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;">«أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»</span><br /><span style="font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;">آیا آب دادن به حاجیان و عمارت مسجدالحرام را با ایمان به خدا و روز قیامت و جهاد در راه خدا برابر می دانید ؟ نه ، نزد خدا برابر نیستند و خدا ستمکاران را هدایت نمی کند</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;">این آیه را در شأن امام على علیه‌السلام دانسته‌اند. از حسن بصرى، شعبى و محمد بن كعب قرظى[۲] نقل است كه عباس بن عبدالمطلب و طلحة بن شیبه بر یكدیگر مباهات مى‌كردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;">عباس گفت: من بهترم؛ زیرا سقایة الحاج را در دست دارم و طلحه‌گفت: من بهترم كه كلیددار خانه‌ام و اگر بخواهم، مى‌توانم همه شب را تا صبح در كعبه بمانم و عمارت كعبه نیز بدست من است. چون گفتگو میان آنان به درازا كشید، توافق كردند تا نخستین كسى كه از راه بیاید، بین آنان داورى كند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;">حضرت على علیه‌السلام آمد. گفتند: اللّه‌اكبر! بهتر از این داور نشاید و داستان خود را براى او نقل كردند. على علیه‌السلام گفت: آیا شما را به كسى كه از هر دوى شما بهتر است، راهنمایى كنم؟ گفتند: آن كیست؟ گفت: آن‌كه شمشیر را از سر شما برنداشت تا اسلام را پذیرفتید. گفتند: مقصود خودت هستى؟ گفت: بلى و چه چیز مرا از این گفته بازدارد؛ در حالى كه صاحب جهاد دین خدایم و پیش از مردم دیگر به دو قبله با رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز خوانده‌ام.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;">عباس و طلحه، درگیرى خویش را فراموش كردند و با على علیه‌السلام به درگیرى پرداختند و براى داورى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمدند و این آیه نازل شد.[۳] واحدى نیز همین شأن نزول را با اندكى تفاوت نقل كرده‌است.[۴]</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;">1-نهج الحق، ص‌ 182.</span><br /><span style="font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;">2-مجمع‌البیان، ج‌ 5‌، ص‌ 22.</span><br /><span style="font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;">3-روض الجنان، ج‌ 9، ص‌ 191 و 192.</span><br /><span style="font-size: 12pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;">4-اسباب النزول، واحدى، ص‌ 201.</span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hazratemah.kowsarblog.ir/شان-نزول-آیه-سقاية-الحاج-در-افضلیت-امام-علی-علیه-السلام">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hazratemah.kowsarblog.ir/شان-نزول-آیه-سقاية-الحاج-در-افضلیت-امام-علی-علیه-السلام#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hazratemah.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=835513</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>انبیا در فاصله زمانی بین بعثت حضرت عیسی(ع) و پیامبر اسلام(ص)</title>
			<link>https://hazratemah.kowsarblog.ir/فاصله-زمانی-بین-بعثت-پیامبران-اولوالعزم-چه-مقدار-بوده-است</link>
			<pubDate>20:09:00 +0330 چهارشنبه، 3 مهر 1398</pubDate>			<dc:creator>مهشيد ايزدي</dc:creator>
			<category domain="alt">بدون موضوع</category>
<category domain="main">انبیا</category>			<guid isPermaLink="false">818983@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;فاصله بعد از حضرت عيسي(ع) تا ظهور حضرت محمد(ص) حدود ششصد سال بوده است. قرآن مي‏فرمايد:&lt;br /&gt;&amp;#8220;يا اهل الكتاب قد جاءكم رسولنا يبيّن لكم علي فتره من الرّسل؛(1)&lt;br /&gt;اي اهل كتاب رسول - با فترت و فاصله‏اي از رسولان - به سوي شما آمد تا حقايق را براي شما بيان نمايد&quot;.&lt;br /&gt;از اين آيه روشن مي‏شود فاصله اختصاص به فقدان حضرت عيسي ندارد، بلكه همزمان و بعد از حضرت مسيح پيامبران و رسولان ديگري بوده اند؛ به عنوان نمونه حضرت يحيي و ذكريا معاصر حضرت عيسي بودند. جرجيس پيامبر به نقل روضه الصفا از شاگردان حواريون حضرت عيسي بوده و در شهر فلسطين مقيم بوده است. اين‏ها و شايد ده‏ها پيامبر ديگر هاديان مردم بوده‏اند. بعضي مردم را به دين عيسي و برخي به آئين ابراهيم خليل دعوت مي‏كرده‏اند.&lt;br /&gt;البته از اين آيه روشن مي شود در مقطعي پيامبري بين مردم وجود نداشت. اما نبايد از ياد برد كه انبيا پس از خود اوصيا و جانشيناني را در بين مردم باقي مي گذاشتند كه حقيقت خالي نبودن زمين از حجت الهي در آن ها تجلي داشته باشد؛ امام علي(ع) در نهج البلاغه مي‏فرمايد: هرگز زمين از حجت الهي خالي نيست، خواه پنهان باشند و يا آشكار.(2)&lt;br /&gt;از روايات متعدد هم اين حقيقت به دست مي آيد كه انبيا داراي اوصيا و جانشيناني پس از خود بوده اند، مثلا رسول خدا(ص) فرمود: آقا و سيد پيامبران هستم. اوصياي من سيد و آقاي اوصياي پيامبران هستند.(3)&lt;br /&gt;همچنين فرمود: بعد از من به تعداد نقبا و وزراي حضرت موسي دوازده نقيب و رهبر خواهد آمد.(4)&lt;br /&gt;بنابراين وصايت و خلافت، در همه پيامبران الهي بوده، يعني هر پيامبري براي بعد از خود وصي تعيين كرده است، البته احتمال دارد تعداد اوصياي پيامبري با اوصياي پيامبر ديگر فرق داشته باشد. اما در مقطع زماني بين حضرت عيسي و پيامبر لااقل اوصياي حضرت مسيح در بين مردم حضور داشته اند كه يكي پس از ديگري در بين مردم به امامت رسيده، به انجام وظايف وصايت خويش مشغول بوده اند.&lt;br /&gt;در متون اسلامي و كتاب مقدس مسيحيان آمده است كه رهبري مسيحيان پس از حضرت عيسي(ع) بر عهده وصي حضرت، شمعون بن حمون (معروف به پطرس) بود. او كه در رأس حواريون قرار داشت، مسئوليت هاي حضرت عيسي(ع) را بعد از او بر عهده گرفت. به نوشته انجيل &amp;#8220;متي&amp;#8221; حضرت عيسي به او گفت: كليدهاي ملكوت آسمان را به تو مي‌سپارم.(5)&lt;br /&gt;البته در روايات اسلامي تاكيد شده: حضرت عيسي(ع) دوازده وصي داشت(6) كه اولين آنان شمعون بن حمون بود.&lt;br /&gt;از جمله پيامبراني كه مردم را به شريعت حضرت عيسي عليه السلام دعوت مي كردند، حضرت جرجيس نبي بود كه در 16 سالگي در سال 329 ميلادي به مرتبه پيامبري رسيد.&lt;br /&gt;پس از وي نيز پيامبران بسياري براي ترويج دين حضرت عيسي(ع) از طرف خداوند متعال برانگيخته شدند كه مي توان به اين اسم ها اشاره كرد:&lt;br /&gt;1.مردخاي 2. نسطورس بن ريشخا 3. وعيد بن نسطورس 4. بخير ابن وعيد 5. منذر بن شمعون 6. سلمة بن منذر 7. برز بن سلمة 8. ابي بن برزه 9. نيز يكي از پيغمبراني كه مردم را به شريعت حضرت عيسي(ع) دعوت مي نمود، خالد بن سنان بود كه نسبش به حضرت اسماعيل ذبيح مي رسد.(7)&lt;br /&gt;پي نوشت‏ها:&lt;br /&gt;1. مائده(5) آيه 19.&lt;br /&gt;2. نهج البلاغه، كلمات قصار 147.&lt;br /&gt;3. بحارالأنوار، ج 8، ص 22، 1403 - 1983 م، دار إحياء التراث العربي - بيروت.&lt;br /&gt;4. همان، ج 36، ص 133 و 299.&lt;br /&gt;5. انجيل متي، فصل 16.&lt;br /&gt;6. كافي، ج 1، ص 532. تحقيق: علي أكبر غفاري، چاپ چهارم، 1365 ش، دار الكتب الإسلامية - تهران.&lt;br /&gt;7 . قصص الانبياء (تاريخ انبيا از آدم تا خاتم)، عماد زاده، ج 2، ص752، 755، انتشارات اسلام، چاپ سي و سوم، 1370ه ش.&lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;https://www.pasokhgoo.ir/node/89235&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hazratemah.kowsarblog.ir/فاصله-زمانی-بین-بعثت-پیامبران-اولوالعزم-چه-مقدار-بوده-است&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">فاصله بعد از حضرت عيسي(ع) تا ظهور حضرت محمد(ص) حدود ششصد سال بوده است. قرآن مي‏فرمايد:<br />&#8220;يا اهل الكتاب قد جاءكم رسولنا يبيّن لكم علي فتره من الرّسل؛(1)<br />اي اهل كتاب رسول - با فترت و فاصله‏اي از رسولان - به سوي شما آمد تا حقايق را براي شما بيان نمايد".<br />از اين آيه روشن مي‏شود فاصله اختصاص به فقدان حضرت عيسي ندارد، بلكه همزمان و بعد از حضرت مسيح پيامبران و رسولان ديگري بوده اند؛ به عنوان نمونه حضرت يحيي و ذكريا معاصر حضرت عيسي بودند. جرجيس پيامبر به نقل روضه الصفا از شاگردان حواريون حضرت عيسي بوده و در شهر فلسطين مقيم بوده است. اين‏ها و شايد ده‏ها پيامبر ديگر هاديان مردم بوده‏اند. بعضي مردم را به دين عيسي و برخي به آئين ابراهيم خليل دعوت مي‏كرده‏اند.<br />البته از اين آيه روشن مي شود در مقطعي پيامبري بين مردم وجود نداشت. اما نبايد از ياد برد كه انبيا پس از خود اوصيا و جانشيناني را در بين مردم باقي مي گذاشتند كه حقيقت خالي نبودن زمين از حجت الهي در آن ها تجلي داشته باشد؛ امام علي(ع) در نهج البلاغه مي‏فرمايد: هرگز زمين از حجت الهي خالي نيست، خواه پنهان باشند و يا آشكار.(2)<br />از روايات متعدد هم اين حقيقت به دست مي آيد كه انبيا داراي اوصيا و جانشيناني پس از خود بوده اند، مثلا رسول خدا(ص) فرمود: آقا و سيد پيامبران هستم. اوصياي من سيد و آقاي اوصياي پيامبران هستند.(3)<br />همچنين فرمود: بعد از من به تعداد نقبا و وزراي حضرت موسي دوازده نقيب و رهبر خواهد آمد.(4)<br />بنابراين وصايت و خلافت، در همه پيامبران الهي بوده، يعني هر پيامبري براي بعد از خود وصي تعيين كرده است، البته احتمال دارد تعداد اوصياي پيامبري با اوصياي پيامبر ديگر فرق داشته باشد. اما در مقطع زماني بين حضرت عيسي و پيامبر لااقل اوصياي حضرت مسيح در بين مردم حضور داشته اند كه يكي پس از ديگري در بين مردم به امامت رسيده، به انجام وظايف وصايت خويش مشغول بوده اند.<br />در متون اسلامي و كتاب مقدس مسيحيان آمده است كه رهبري مسيحيان پس از حضرت عيسي(ع) بر عهده وصي حضرت، شمعون بن حمون (معروف به پطرس) بود. او كه در رأس حواريون قرار داشت، مسئوليت هاي حضرت عيسي(ع) را بعد از او بر عهده گرفت. به نوشته انجيل &#8220;متي&#8221; حضرت عيسي به او گفت: كليدهاي ملكوت آسمان را به تو مي‌سپارم.(5)<br />البته در روايات اسلامي تاكيد شده: حضرت عيسي(ع) دوازده وصي داشت(6) كه اولين آنان شمعون بن حمون بود.<br />از جمله پيامبراني كه مردم را به شريعت حضرت عيسي عليه السلام دعوت مي كردند، حضرت جرجيس نبي بود كه در 16 سالگي در سال 329 ميلادي به مرتبه پيامبري رسيد.<br />پس از وي نيز پيامبران بسياري براي ترويج دين حضرت عيسي(ع) از طرف خداوند متعال برانگيخته شدند كه مي توان به اين اسم ها اشاره كرد:<br />1.مردخاي 2. نسطورس بن ريشخا 3. وعيد بن نسطورس 4. بخير ابن وعيد 5. منذر بن شمعون 6. سلمة بن منذر 7. برز بن سلمة 8. ابي بن برزه 9. نيز يكي از پيغمبراني كه مردم را به شريعت حضرت عيسي(ع) دعوت مي نمود، خالد بن سنان بود كه نسبش به حضرت اسماعيل ذبيح مي رسد.(7)<br />پي نوشت‏ها:<br />1. مائده(5) آيه 19.<br />2. نهج البلاغه، كلمات قصار 147.<br />3. بحارالأنوار، ج 8، ص 22، 1403 - 1983 م، دار إحياء التراث العربي - بيروت.<br />4. همان، ج 36، ص 133 و 299.<br />5. انجيل متي، فصل 16.<br />6. كافي، ج 1، ص 532. تحقيق: علي أكبر غفاري، چاپ چهارم، 1365 ش، دار الكتب الإسلامية - تهران.<br />7 . قصص الانبياء (تاريخ انبيا از آدم تا خاتم)، عماد زاده، ج 2، ص752، 755، انتشارات اسلام، چاپ سي و سوم، 1370ه ش.<br /><a href="https://www.pasokhgoo.ir/node/89235">منبع</a></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hazratemah.kowsarblog.ir/فاصله-زمانی-بین-بعثت-پیامبران-اولوالعزم-چه-مقدار-بوده-است">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hazratemah.kowsarblog.ir/فاصله-زمانی-بین-بعثت-پیامبران-اولوالعزم-چه-مقدار-بوده-است#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hazratemah.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=818983</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>چرا مقام امامت در آیین ما به صورت نسل به نسل از پدر به پسر منتقل شده است؟</title>
			<link>https://hazratemah.kowsarblog.ir/چرا-مقام-امامت-در-آیین-ما-به-صورت-نسل-به-نسل-از-پدر-به-پسر</link>
			<pubDate>19:27:00 +0330 چهارشنبه، 3 مهر 1398</pubDate>			<dc:creator>مهشيد ايزدي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">818884@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سؤالی که طرح گردید در واقع همان اشکال معروف علیه شیعیان است که شیعه امامت را موروثی می دانند. [1] در حالی که:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;1. شیعه امامیه بر این اعتقاد است که برای امام شروطی از جمله: عصمت، افضل بودن، علم لدنّی و&amp;#8230; لازم است. [2] این شرط‏ ها چیزی جز بیان لیاقت‏ها نیست، [3] و بدیهی است که از این شایستگی ها تنها خداوند آگاهی دارد. بر این اساس تنها راه تعیین امام، نصّ از جانب خداوند متعال و معرّفی از جانب رسول خدا (ص) و امامان معصوم است؛ یعنی شیعه معتقد است که   از آغاز نام و مشخصات امامان معلوم بوده است و خداوند نام تمام آنان را قبل از به دنیا آمدنشان از طریق جبرئیل به رسول گرامی ابلاغ کرده و پیامبر اکرم (ص) نیز تعداد و تر ت یب و نام آنها را در احادیث متعددی بیان فرموده است. [4]&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;2. پس از امام حسن (ع) برادر گرامی آن حضرت امام حسین (ع) امام می شود و پس از آن حضرت فرزندش امام‏سجاد (ع) در حالی که محمّد بن حنفیه برادر امام حسین (ع) هنوز زنده بود و همچنین در بین فرزندان ائمه (ع) گاهی فرزند کوچک‏تر به امامت می رسید نه فرزند بزرگ تر، [5] و این نیست مگر این که مقام امامت، یک لیاقت ذاتی را طلب می کرده و خداوند به کسانی که شایست گی این مقام والا را دارا بودند،   این مقام را موهبت نموده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;3. اگر در مصادر فریقین آمده است که رسول خدا (ص) خلافت را در قریش منحصر کرده است، [6] آیا این روایت دلیلی بر آن است که اهل سنت به حکومت موروثی در قبیله قریش معتقد است؟! و آیا توجیهی غیر از این می توان ارائه کرد که خلافت به قابلیت‏ها است و این قابلیت‏ها را خداوند در قریش قرار داده است. با این حال چرا همین بیان را نتوان در باره اهل بیت عنوان کرد؟!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;برخی می گویند قریش از نسل های زیاد و مختلفی تشکیل شده اند، و این روایت دلیل بر وراثتی بودن نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در جواب می گوییم: حقیقت خلاف این برداشت است؛ چرا که اموی ها و عباسی ها برای مشروعیت حکومت و خلافت موروثی خود به این حدیث استناد کرده اند، به اعتبار این که این حکومت در خاندان قریش بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;4. در آیه 124 سوره بقره، [7] حکومت موروثی و نسبی، [8] به طور مطلق نفی نشده، بلکه به خصوص ستمگران از ذریه حضرت ابراهیم (ع) نفی شده است. از این رو ذریه و نسل حضرت ابراهیم (ع) و هر پیامبر دیگری در صورتی که ظالم نباشند، (چه ظلم به خدا، چه ظلم به خلق و چه ظلم به نفس، نداشته باشند) و شایستگی لازم را دارا باشند، می‏توانند مقام امامت و رهبری جامعه را به عهده گیرد. بدیهی است که در خواست حضرت موسی (ع) نیز بر اساس لیاقت برادرش هارون بوده است. [9] و آیا فرقی است بین پیامبر اسلام (ص) و دیگر پیامبران در حالی که حکومت وراثتی، با در نظر گرفتن قابلیت‏ها در انبیای گذشته مشاهده می شود. [10]&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در ادامه تذکر این نکته لازم و ضروری است که گرچه از سرّ قرار گرفتن امامت، خلافت و یا نبوّت و لو به جهت لیاقت‏های لازم در نسل پیامبر سابق، خداوند آگاهی کامل دارد، اما شاید بتوان گفت که:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;1. پیامبران با ثبوت نبوت و کمالاتشان، در قلب‏ها جا گرفته و در میان مردم محبوبیت خاصی پیدا می‏کنند. مردم نیز در صورتی که کسی را دوست بدارند وابستگان صالحِ او را نیز دوست می‏دارند و هر کسی که مورد محبت قرار گرفت در صدد اطاعت از فرامین او بر می‏آیند، از همین رو بهترین افراد برای امامت و جانشینی و یا نبوت، ذریه و نسل آن پیامبراند، هر چند ما این را مطلق نمی‏دانیم، بلکه قیدها و شرط‏هایی را که از جمله عصمت و افضل بودن و&amp;#8230; است نیز در امام معتبر می‏دانیم. [11]&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;2. گرچه در بین ذریه و نسل پیامبران، انسان های ناخلف و ناصالح؛ همانند فرزند حضرت نوح (ع) و جعفر کذاب نیز بوده اند، اما نباید تأثیر غذای طیب و طینت و رحم پاک [12] را در تربیت نسلی شایسته فراموش کرد و نقش وراثت (مسائل ژنتیکی) و&amp;#8230; را در انتقال سجایای اخلاقی و شایستگی ها نادیده انگاشت. [13] بنابراین، گرچه انتخاب امام بر اساس لیاقت ها و شرایط گفته شده است، اما بعید نیست که عامل وراثتی نقشی در بسترسازی این شرایط و فراهم نمودن زمینه های لازم، ایفا کرده باشد. از این رو زنازاده از برخی از مناصب اجتماعی همانند امامت جماعت محروم گشته است. [14] و&amp;#8230; .&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;دلیل بر این که معیار امامت لیاقت و شایستگی است و این ویژگی فراوان در امامان وجود داشت، این است که همان گونه که می دانیم اکثر امامان بیش از یک فرزند پسر داشتند، ولی در عین حال امامت به یکی از آنها می رسید. گذشته از این، شبهه موروثی بودن امامت شبهه ای است که امروزه از طرف وهابی ها علیه شیعه مطرح و به آن دامن زده می شود. آنان می گویند شیعه معتقد به موروثی بودن امامت است، در حالی که می بینیم خود آنان در کنف حمایت و تحت لوای دولت ها و حکومت هایی زندگی می کنند که بر اساس حکومت موروثی تشکیل شده اند؛ مانند حکومت های اطراف خلیج فارس. همچنین آنان حکومت هایی را تایید می کنند که بر اساس وراثت شکل گرفته اند و مبدأ تاسیس آنها بر اساس وراثت بوده، بدون هیچ شرط و لیاقتی در حاکم، تا آنجا که به حکومت بعضی از بچه های حکما نیز راضی شده و تن در داده اند، حاکمانی مبدأ حکومت آنه موروثی بوده؛ مثل حکومت اموی ها و عباسی ها .&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پس چرا هنگامی که نوبت به اهل بیت (ع) می رسد پرچم مخالفت بر می دارند و بر شیعه هجوم می برند با تمام شرایطی که در امامان وجود دارد و شیعه به آنها معتقد است و تاریخ ائمه نیز صحت آنها را به اثبات رسانده و ائمه نیز لیاقت و شایستگی آن را به گونه ای نشان دادند که حتی یک مورد نقطه ضعفی در آنها مشاهده نشده، با آن که دشمنان زیادی داشته و دارند .&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;a title=&quot;منبع سایت islamquest&quot; href=&quot;https://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa3209&quot;&gt;منبع: سایت اسلام کوییست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://hazratemah.kowsarblog.ir/چرا-مقام-امامت-در-آیین-ما-به-صورت-نسل-به-نسل-از-پدر-به-پسر&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">سؤالی که طرح گردید در واقع همان اشکال معروف علیه شیعیان است که شیعه امامت را موروثی می دانند. [1] در حالی که:</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">1. شیعه امامیه بر این اعتقاد است که برای امام شروطی از جمله: عصمت، افضل بودن، علم لدنّی و&#8230; لازم است. [2] این شرط‏ ها چیزی جز بیان لیاقت‏ها نیست، [3] و بدیهی است که از این شایستگی ها تنها خداوند آگاهی دارد. بر این اساس تنها راه تعیین امام، نصّ از جانب خداوند متعال و معرّفی از جانب رسول خدا (ص) و امامان معصوم است؛ یعنی شیعه معتقد است که   از آغاز نام و مشخصات امامان معلوم بوده است و خداوند نام تمام آنان را قبل از به دنیا آمدنشان از طریق جبرئیل به رسول گرامی ابلاغ کرده و پیامبر اکرم (ص) نیز تعداد و تر ت یب و نام آنها را در احادیث متعددی بیان فرموده است. [4]</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">2. پس از امام حسن (ع) برادر گرامی آن حضرت امام حسین (ع) امام می شود و پس از آن حضرت فرزندش امام‏سجاد (ع) در حالی که محمّد بن حنفیه برادر امام حسین (ع) هنوز زنده بود و همچنین در بین فرزندان ائمه (ع) گاهی فرزند کوچک‏تر به امامت می رسید نه فرزند بزرگ تر، [5] و این نیست مگر این که مقام امامت، یک لیاقت ذاتی را طلب می کرده و خداوند به کسانی که شایست گی این مقام والا را دارا بودند،   این مقام را موهبت نموده است.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">3. اگر در مصادر فریقین آمده است که رسول خدا (ص) خلافت را در قریش منحصر کرده است، [6] آیا این روایت دلیلی بر آن است که اهل سنت به حکومت موروثی در قبیله قریش معتقد است؟! و آیا توجیهی غیر از این می توان ارائه کرد که خلافت به قابلیت‏ها است و این قابلیت‏ها را خداوند در قریش قرار داده است. با این حال چرا همین بیان را نتوان در باره اهل بیت عنوان کرد؟!</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">برخی می گویند قریش از نسل های زیاد و مختلفی تشکیل شده اند، و این روایت دلیل بر وراثتی بودن نیست.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">در جواب می گوییم: حقیقت خلاف این برداشت است؛ چرا که اموی ها و عباسی ها برای مشروعیت حکومت و خلافت موروثی خود به این حدیث استناد کرده اند، به اعتبار این که این حکومت در خاندان قریش بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">4. در آیه 124 سوره بقره، [7] حکومت موروثی و نسبی، [8] به طور مطلق نفی نشده، بلکه به خصوص ستمگران از ذریه حضرت ابراهیم (ع) نفی شده است. از این رو ذریه و نسل حضرت ابراهیم (ع) و هر پیامبر دیگری در صورتی که ظالم نباشند، (چه ظلم به خدا، چه ظلم به خلق و چه ظلم به نفس، نداشته باشند) و شایستگی لازم را دارا باشند، می‏توانند مقام امامت و رهبری جامعه را به عهده گیرد. بدیهی است که در خواست حضرت موسی (ع) نیز بر اساس لیاقت برادرش هارون بوده است. [9] و آیا فرقی است بین پیامبر اسلام (ص) و دیگر پیامبران در حالی که حکومت وراثتی، با در نظر گرفتن قابلیت‏ها در انبیای گذشته مشاهده می شود. [10]</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">در ادامه تذکر این نکته لازم و ضروری است که گرچه از سرّ قرار گرفتن امامت، خلافت و یا نبوّت و لو به جهت لیاقت‏های لازم در نسل پیامبر سابق، خداوند آگاهی کامل دارد، اما شاید بتوان گفت که:</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">1. پیامبران با ثبوت نبوت و کمالاتشان، در قلب‏ها جا گرفته و در میان مردم محبوبیت خاصی پیدا می‏کنند. مردم نیز در صورتی که کسی را دوست بدارند وابستگان صالحِ او را نیز دوست می‏دارند و هر کسی که مورد محبت قرار گرفت در صدد اطاعت از فرامین او بر می‏آیند، از همین رو بهترین افراد برای امامت و جانشینی و یا نبوت، ذریه و نسل آن پیامبراند، هر چند ما این را مطلق نمی‏دانیم، بلکه قیدها و شرط‏هایی را که از جمله عصمت و افضل بودن و&#8230; است نیز در امام معتبر می‏دانیم. [11]</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">2. گرچه در بین ذریه و نسل پیامبران، انسان های ناخلف و ناصالح؛ همانند فرزند حضرت نوح (ع) و جعفر کذاب نیز بوده اند، اما نباید تأثیر غذای طیب و طینت و رحم پاک [12] را در تربیت نسلی شایسته فراموش کرد و نقش وراثت (مسائل ژنتیکی) و&#8230; را در انتقال سجایای اخلاقی و شایستگی ها نادیده انگاشت. [13] بنابراین، گرچه انتخاب امام بر اساس لیاقت ها و شرایط گفته شده است، اما بعید نیست که عامل وراثتی نقشی در بسترسازی این شرایط و فراهم نمودن زمینه های لازم، ایفا کرده باشد. از این رو زنازاده از برخی از مناصب اجتماعی همانند امامت جماعت محروم گشته است. [14] و&#8230; .</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">دلیل بر این که معیار امامت لیاقت و شایستگی است و این ویژگی فراوان در امامان وجود داشت، این است که همان گونه که می دانیم اکثر امامان بیش از یک فرزند پسر داشتند، ولی در عین حال امامت به یکی از آنها می رسید. گذشته از این، شبهه موروثی بودن امامت شبهه ای است که امروزه از طرف وهابی ها علیه شیعه مطرح و به آن دامن زده می شود. آنان می گویند شیعه معتقد به موروثی بودن امامت است، در حالی که می بینیم خود آنان در کنف حمایت و تحت لوای دولت ها و حکومت هایی زندگی می کنند که بر اساس حکومت موروثی تشکیل شده اند؛ مانند حکومت های اطراف خلیج فارس. همچنین آنان حکومت هایی را تایید می کنند که بر اساس وراثت شکل گرفته اند و مبدأ تاسیس آنها بر اساس وراثت بوده، بدون هیچ شرط و لیاقتی در حاکم، تا آنجا که به حکومت بعضی از بچه های حکما نیز راضی شده و تن در داده اند، حاکمانی مبدأ حکومت آنه موروثی بوده؛ مثل حکومت اموی ها و عباسی ها .</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">پس چرا هنگامی که نوبت به اهل بیت (ع) می رسد پرچم مخالفت بر می دارند و بر شیعه هجوم می برند با تمام شرایطی که در امامان وجود دارد و شیعه به آنها معتقد است و تاریخ ائمه نیز صحت آنها را به اثبات رسانده و ائمه نیز لیاقت و شایستگی آن را به گونه ای نشان دادند که حتی یک مورد نقطه ضعفی در آنها مشاهده نشده، با آن که دشمنان زیادی داشته و دارند .</p>
<p style="text-align: justify;"><a title="منبع سایت islamquest" href="https://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa3209">منبع: سایت اسلام کوییست</a></p>
<p style="text-align: justify;"> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://hazratemah.kowsarblog.ir/چرا-مقام-امامت-در-آیین-ما-به-صورت-نسل-به-نسل-از-پدر-به-پسر">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://hazratemah.kowsarblog.ir/چرا-مقام-امامت-در-آیین-ما-به-صورت-نسل-به-نسل-از-پدر-به-پسر#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://hazratemah.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=818884</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
